برچسب:
نویسنده: کسری صفری
برچسب:
نویسنده: کسری صفری
مِه گرفته مراو همه ی احساسهای دنیا را .. حتی ..نفس کشیدن در این مرطوب ِ سرد ِ زمستانی ...بر وسعت بوم ِ خاطراتی نه آنچنان "ننگین" ...با قلمو .. قلم .. مداد .. هر آنچه از هنجارهای "آهنگین" ..."به خدا ق
برچسب:
نویسنده: کسری صفری
این توئیغنچه ای "باز"...نشکفته کامل منتها ...طرح و رسمی ز اشتیاق "عاشقی"پاک و تــُرد و تازه و تنّــاز و تنها و "تشنه" مثل "من"...باخته گاهی "لحظه های ناب را از زندگی"پُر از حضوری "بی دریغ" ...انعکاسی
برچسب:
نویسنده: کسری صفری
آرایشباور نمی کنی اما .. "دیشب"من خواب دیدمکه "مآه" را بوسیدم و او "خجالت" می کشید ...سرخ ... سفید .. صورتی .. نیلی .. گندمی .. فیروزه ای .. نقره ای ...هفت رنگ .. هفت قلم "آرایش" که می گویند ...یقین ک
برچسب:
نویسنده: کسری صفری
برچسب:
نویسنده: کسری صفری
من "چشمهایش " را بست .. و به آرامی اندیشید :خورشید خروشیدو هرچه گَشت ... "مآه" را ...که به دور "زمین" می چرخید ... "ندید" ...با چشمانی سوزان و عرقی آتشین "دردهایش" را ... حتی "زخمهایش" را فرود بلعید
برچسب:
نویسنده: کسری صفری
برچسب:
نویسنده: کسری صفری
ای ترسِ تنهائی من .. "اینجا چراغی" آورده است :خوب بنگر:که ...تمام آدمهای غمگین .. پیشکش! ... سهم تو نیست این "بار"...هر آغوشی اگر یک دلی را تنها ... "به مقدار"...آغوش داشتچای تعارف دادسلامی بخشیدخوب ک
برچسب:
نویسنده: کسری صفری
هندسه ی تکاملی ِ ضمیر سوم شخصِ "من" "من" نبود، یعنی هنوز آفریده نشده بود و هندسه تاریخ هستی انگار کن بر وجهه نقطه ی مبداء "بی من" مات و مبهوت مانده بود. یک خلاء بیکران ... بی انتها ... یک هیچ ِ مط
برچسب:
نویسنده: کسری صفری